English Arabic Chinese (Simplified) French German Hindi Italian Japanese Portuguese Russian Spanish Albanian Turkish

 

گالری تصاویر مذهبی

صهيونيسم و رؤياي حکومت ‏بر جهان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه, 17 اردیبهشت 1389 ساعت 12:22

zionism مطالعه تاريخ يهوديت نشان مي‏دهد که اين قوم از ابتداي تاريخ بشريت نيز مردماني بوده‏اند انحصار طلب، تجاوزکار و خيانت‏پيشه.
در عصر حاضر نيز صهيونيسم همچون شبکه‏اي تار عنکبوتي بر صحنه گيتي تار فريب تنيده، سعي در تسلط کامل بر آدميان اين صحنه را دارد، سياستهاي استعماري صهيونيسم را در سه فصل جداگانه مورد بررسي قرار مي‏دهيم تا ابعاد سياسي، اقتصادي و فرهنگي اين تسلط بر همگان آشکار گردد.
1- دنيا بازيچه سياست‏يهود
صهيونيسم به عنوان يک ايدئولوژي، فعاليتهاي سياسي و تروريستي شبکه بين المللي بزرگ يهود را رهبري مي‏کند و اين مکتب زماني در صحنه جهاني حضور يافت که کاپيتاليسم غربي راه گذار به مرحله امپرياليسم را بر خود هموار مي‏نمود. صهيونيسم‏از همان اوان تشکيل با محافل قدرتهاي امپرياليستي همبستگي کامل داشت، البته در تکامل اسرائيل و سلطه صهيونيسم آمريکائيان ناخواسته بيش از کشورهاي ديگر، مؤثر بوده‏اند، در سال 1917 صهيونيستهاي آمريکايي با بهره‏گيري از روابط خود با حکومت واشنگتن نقش بسيار مؤثري را در تصويب اعلاميه «بالفور» بازي کردند و در سال 1922 کنگره امريکا قطعنامه « لاج - فيش‏» را که تاييدي بر اعلاميه فوق بود به تصويب رساند و با شروع اولين اقدامات سياسي در فلسطين صهيونيست‏هاي امريکايي مدعي رهبري صهيونيسم بين‏المللي شدند، طي دهه 1930 صهيونيست‏ها با بهره‏گيري فراوان از تهديد فاشيسم در اروپا دامنه تبليغات خود را گسترش دادند و جالب اين که براي تبليغ عليه نازي‏ها به همان شيوه نازيسم متوسل شدند. در کتاب «پرونده اسرائيل و صهيونيسم سياسي‏» به طرز شگفت آوري شباهت اين دو ايده مورد تشريح قرار گرفته است، اين کتاب آثار هرتزل و هيتلر را در « دولت‏يهود» و «نبردمن‏» ورق مي‏زند و از «نژاد برتر»، «اسرائيل بزرگ‏»، «آلمان بزرگ‏»، «حق تاريخي‏»، «فضاي کامل زيست‏» سخن مي‏گويد.(1)

در سال 1948 رؤساي سياسي امريکا به اين نتيجه رسيدند که استراتژي صهيونيست‏ها اين است که امريکا را در رشته عملياتي که همواره گسترده‏تر و ژرفتر مي‏شود درگير کنند تا به تمام اهدافشان دست‏يابند، اين سند اهداف صهيونيست‏ها را چنين برمي‏شمارد:
1- برقراري حاکميت‏يهوديان بر بخشي از فلسطين.
2- جلب موافقت قدرتهاي بزرگ با مهاجرت نامحدود يهوديان به اسرائيل.
3- گسترش حاکميت‏يهوديان بر سراسر فلسطين.
4- گسترش حاکميت‏يهوديان بر اردن و بخشهايي از لبنان و سوريه.
5- برقراري سرکردگي نظامي و اقتصادي يهوديان بر سراسر خاورميانه.
در اين سند هم چنين اضافه شده که تمام مراحل اين برنامه براي رهبران متعصب يهود به يک اندازه مقدس است. رهبران آژانس يهود که اکنون مهمترين گروه يهودي است‏به طور خصوصي نزد مقامات امريکا به وجود چنين برنامه‏اي اعتراف کرده‏اند.(2)
اما در مورد ريشه‏هاي فکري و رواني اشغال فلسطين بايد گفت موضوعي که بيش از هر چيز ديگري رهبران متعصب صهيونيسم را آزار مي‏دهد ذوب شدن يهوديان در ميان ملل و اقوام ديگر و رنگ باختن هويت‏يهودي آنان بود. با اين نگرش، صهيونيست‏ها در درجه اول به مسئله نژادپرستي و حتي برتري نژادي هيتلري اهميت مي‏دهند و پيرو اين انديشه نژادي نازي‏ها که به «پاکي خون‏» اعتقاد دارند هستند، اين مشکل نيز برطرف نمي‏گردد مگر به جمع آوري يهوديان از سراسر جهان و انتقال آنان به سرزميني متعلق به خودشان.
در راستاي تحقق اين هدف، متفکرين صهيونيسم کشورها و سرزمينهاي مختلفي از دنيا را بررسي اشغال کانديدا کردند ولي نهايتا سرزمين مظلوم فلسطين را به دلايل متعددي مناسبترين محل تشخيص دادند چرا که :
1- وجود بيت المقدس در فلسطين مي‏توانست پشتوانه مذهبي بسيار خوبي را براي يهوديت فراهم آورد و از لحاظ افکار بين‏المللي دستيابي يهوديان را به فلسطين به عنوان سرزمين موعود يهود، تا حدي توجيه نمايد.
2- سرزمين فلسطين از لحاظ استراتژيکي از اهميت‏خارق‏العاده‏اي برخوردار است آنچنان که نيم نگاهي به نقشه جغرافيايي اين کشور، مطلب فوق را تصديق مي‏نمايد.
3- عدم ثبات حکومت مرکزي فلسطين نيز موقعيت‏بسيار مناسبي را براي ارتش سر تا پا مسلح اسرائيل فراهم مي‏آورد تا براحتي آن را مورد تاخت و تاز قرار دهند.
پس از تعيين مکان نوبت‏بر اجراي سياستهايي رسيد که در نتيجه اجراي آنها يهوديان کشورهاي مختلف در محل زندگي خود احساس ناامني کرد تصميم به مهاجرت به اسرائيل مي‏گرفتند، شيوه‏هاي تشويق مهاجرت به اسرائيل نيز متفاوت بود از تبليغ سرزمين موعود در بيت المقدس گرفته تا وعده زندگي و رفاه اقتصادي بالاتر و نهايتا بمب گذاري در محل زندگي يهوديان کشورهايي که حاضر به مهاجرت نمي‏شدند. به عنوان مثال در سال 1950 عمليات تروريستي اسرائيل در بغداد آغاز شد زيرا يهوديان عراقي از نام نويسي در ليستهاي مهاجرت به فلسطين اشغالي خودداري کردند. سرويس‏هاي مخفي اسرائيل با بمب‏گذاري در محل سکونت آنان يهوديان عراقي را متقاعد ساختند که در معرض خطر هستند.
اما هدف صهيونيسم در واقع نجات يهوديان نيست‏بلکه آرمان بزرگ او، ايجاد يک حرکت قوي سياسي در فلسطين است، جنايات اخير اسرائيل در فلسطين فيزيکي از حلقات متصل زنجير حاکميت صهيونيسم است که در صورت بلندتر شدن گلوي کشورهايي چون سوريه و اردن را نيز خواهد فشرد.
2- حکومت اقتصادي صهيونيسم بر آمريکا و دنيا
در حالي که يهوديان فقط 5/1 درصد جمعيت فعلي امريکا را تشکيل مي‏دهند اما حدود 49 درصد کل سرمايه‏هاي شرکتهاي بزرگ امريکايي را در اختيار دارند، آنان بيش از هر گروه ديگري در امريکا داراي سازماندهي و تشکيلات هستند به نحوي که داراي نفوذ گسترده‏اي در پشتيباني مالي کانديداهاي رياست جمهوري امريکا مي‏باشند، البته مهمترين جنبه کمک يهوديان به کانديداها نه جنبه مالي آن بلکه همکاري عملي‏شان است، يهوديان مبارزات انتخاباتي را رهبري مي‏کنند، نطق‏ها را مي‏نويسند، برنامه‏هاي تبليغاتي تلويزيوني را تهيه مي‏کنند و در مورد سياست مبارزاتي کانديداها تصميم مي‏گيرند. نتيجه آنکه مي‏بينيم دو نامزد رياست جمهوري (نيکسون و کندي) چنان با دقت‏خواستهاي صهيونيست‏ها را مورد توجه قرار دادند و چنان قولهايي به آنان مي‏دادند که گاهي اين احساس به وجود مي‏آمد که اينان بيشتر خواستار به دست آوردن مقام رياست جمهوري اسرائيل هستند تا آمريکا! چنبره اقتصادي يهود چنان گلوي مالي تبليغاتي رئيس جمهوران امريکا را مي‏فشارد که در صورت عدم تمکين در مقابل سياستهاي آنان، آنان خفه خواهند شد به همين دليل در انتخابات قريب الوقوع دوره بعد رياست جمهوري امريکا شاهديم که چطور «ال گور» نامزد دموکرات رياست جمهوري، از کمک‏هاي نظامي بيشتر به اسرائيل سخن مي‏گويد و حتي براي اولين بار در طول تاريخ رؤساي جمهور امريکا، وعده انتخاب معاون اول خود از ميان يهوديان را مي‏دهد.
آري اين چنين است که يهود در پي سلطه اقتصادي کامل بر سراسر پهنه گيتي است.
3- صهيونيسم طلايه‏دار تهاجم فرهنگي در جهان
جريان تهاجم فرهنگي دنيا امروز در دست صهيونيسم بين‏الملل قرار دارد در زمينه مطبوعات 70 درصد رسانه‏هاي گروهي غرب در اختيار بانکداران صهيونيست است و هفت نفري که در راس سه بنگاه عظيم خبري - تصويري امريکا (C.B.S-A.B.C N.B.C) قرار دارند و تمام اخبار روزانه امريکا و جهان را به اطلاع مردم مي‏رسانند همگي صهيونيست هستند. 33 نفر از کساني که رسانه‏هاي جهان را در انحصار دارند تماما از سرشناس‏ترين صهيونيست‏هاي جهان هستند. در ايالات متحده مردي صهيونيست و ميلياردر با نام «روبرت موردوخ‏» زندگي مي‏کند که به تنهايي در هر روز 3 ميليون روزنامه و در هر هفته 4 ميليون مجله و هفته‏نامه منتشر مي‏نمايد. (3)
در بعد علمي تحقيقاتي نيز به گفته استاد شهيد مرتضي مطهري(رحمت الله عليه) 90 درصد از بزرگترين اسلام شناسان دنيا را دانشمندان يهودي تشکيل مي‏دهند، آنان نه تنها در مورد اسلام شناسي فعاليتهاي بسياري کرده‏اند بلکه در زمينه هنر، ادبيات، روانشناسي، جامعه‏شناسي، سياست صنايع اتمي، ژنتيک و ساير رشته‏هاي حساس و حياتي علوم نيز داراي تحقيقات گسترده‏اي هستند و از رهگذر اين تحقيقات، رؤياي سياست و سروري بر جهان را در سر مي‏پرورانند.
در بعد هنر نيز در زمينه‏هاي مختلفي چون موسيقي، نقاشي، مجسمه سازي و سينما سرمايه گذاري کرده‏اند. از ميان هنرهاي نامبرده هنر هفتم به دليل فراگيريش به طرز عجيبي مورد توجه صهيونيست‏ها قرار گرفته است تا از اين طريق بتوانند آرمان‏هاي ظالمانه خود را بر فکر و روح و احساسات ملل جهان سوم و پيشرفته تزريق نمايند، دليل اين مدعا، آنکه که کمپانيهاي معروف فيلمسازي توسط يهوديان اداره مي‏گردد و بخش عمده‏اي از توليدات هاليوود زير نظر آنان انجام مي‏گيرد که اين توليدات 80 درصد نياز مردم جهان را برطرف مي‏نمايد، از آنجا که مذهب براي عموم انسانها جاذبه‏هاي خاصي دارد اين کمپانيهاي بزرگ يهودي با استفاده از اين حربه دست‏به ساختن فيلمهايي چون ده فرمان و حضرت مسيح(عليه السلام) زده‏اند، از سوي ديگر با ارائه فيلمهايي از کوره‏هاي آدم سوزي يهوديان در جنگ جهاني دوم توسط آلمانها، سعي بر اين دارند تا در مقابل ديدگان مردم جهان خود را مظلوم جلوه داده، در تجاوز به فلسطين، بر حق بدانند.
مجسمه طلايي جايزه اسکار، در مسابقات جهاني انتخاب فيلم برتر، يادآور مجسمه‏هاي طلايي قوم بني‏اسرائيل است.
حسن ختام اين مقال را سخني زيبا از امام راحل(رحمت الله عليه) قرار مي‏دهيم:
« ما مسلمانان خار چشم صهيونيسم هستيم و از اين خوشبختي که خداوند به ما عطا فرموده است‏خوشحاليم، اسرائيل غده‏اي سرطاني است و بايد از ميان برداشته شود.»



پي نوشت :

1- روژه گارودي، پرونده اسرائيل و صهيونيسم سياسي، ترجمه نسرين حکمي، پيشگفتار.
2- استيون گرين، جانبداري، روابط سري امريکا و اسرائيل، ترجمه سهيل روحاني، چاپ بنياد تهران، 1368، ص‏21.
3- مجله حوزه، شماره 6، شهريور 1363، صص 111 - 1


بهروز جندقي

نظرات

avatar مصطفی
0
 
 
سلام خسته نباشيد سایت به روزي داري خدا قوت.
مطالب خيلي جذاب و واقعا مطالب پر استفاده اي هم داري. اگر با تبادل لينك موافقي بگو .راستي يه قول بم بده كه به منم سر مي زني با نظراتت منو مستفيض ميكني.
دوشنبه 20 اردیبهشت 1389, 17:10
پاسخ به اين نظر
نام *
ايميل
وب‌سايت
كد   
ChronoComments by Joomla Professional Solutions
ارسال نظر
انصراف
نام *
ايميل
وب‌سايت
كد   
ارسال نظر
آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 31 مرداد 1389 ساعت 19:32
 
مطالب مرتبط :

» ارض موعود و صهيونيسم

صهيون نام تپه‏ اى در اورشليم است كه در گذشته بر فراز آن قلعه‏اى به همين نام وجود داشته است. به گفته كتاب مقدس، اين قلعه را حضرت داوود در...

» بشارت قرآن به دولت الهی آخر الزمان

قرآن و روايات متواتره اسلام و كتب مقدسه آسماني عموماً و نوشته هاي گروهي از مدعيان نبوت احياناً ، به الحان گوناگون وتعبيرات مختلف، بشريت...

» خصوصیت حکومت جهانی موعود

حكومت جهانى موعود را از دو منظر مى‏توان مطالعه كرد:1. به عنوان آرمانى دور دست كه باید در انتظار تحقق آن باشیم، كه در آن صورت، هیچ تأثیرى در...

مطالب پر بیننده